|
عشق بازان سخن حق به عیان می گویند - از که ترسند سر دار سلامت باشد
|
|
|
|
||||
|
در مراسم افتتاحیه بازی های المپیک ۲۰۰۸ بیش از ۸۰ نفر از سران کشورهای جهان حضور داشتند.روسای جمهور ایران، سودان، زیمبابوه و کره شمالی در این مراسم شرکت نکردند.
"محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري ايران در مراسم افتتاحيه رقابتهاي پاراالمپیک پکن شرکت کرد. احمدي نژاد : پارالمپيك به مراتب مهمتر و تاثيرگذارتر از المپيك است عجب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیگه همه فامیل می دونستند که من نابغه ام ؛ همه تو مدرسه با دست منو نشون می دادند و پچ پچ می کردند ؛ معلم ها همیشه به من لبخند می زدند ؛ کارنامه ام به ندرت نمره کمتر از 20 داشت ، همیشه بابام با آب و تاب برای فامیل از نبوغ من حرف می زد و تعریف می کرد که تو زیرزمین خونه یک آپولو 12 ساخته ام که روی آپولو 11 این آمریکایی ها رو کم می کنه ؛ و اینکه یک بار هم با هسته های آلو توی آشپزخونه بمب هسته ای درست کردم. خودم همه اینها رو می دونستم ، نیازی نبود کسی بگه ، از تو باغچه حیاط چند بار موشک فرستادم کرات دیگه . همه باور داشتن که انیشتین جدید پا به عرصه گیتی گذاشته ، اصلا اون کیه ؟ من از اون هم نابغه ترم ، خودم شنیدم مامانم داشت به خاله ام می گفت یه وقت هایی حرف هایی می زنه که انیشتین هم درست نمی فهمه چی می گه . همه چی خوب بود تا اون روز لعنتی وقتی نتیجه کنکور اومد باورم نمی شد . حتماً اشتباه شده . تا نیم ساعت گنگ بودم آخرش به این نتیجه رسیدم که کامپیوتراشون قاطی کرده ،چون من خیلی خوب جواب دادم نتونستن درست حساب کنن و اشتباهی رتبه ام ۵ رقمی شده ، به بابام جواب کنکورو نشون دادم با نظر من موافق نبود ؛ می گفت خارجی ها میخوان نابغه های ما هیچی نشن از همینجا جلوشون رو می گیرن. خلاصه تو خونه بلوایی بود .عموم اینا که اومدن قضیه پیچیده تر شد؛ همه در حال بحث بودن که پسر عموم رک ایستاد و گفت : چیه عمو جون ؟ کنکور و نتونستی با پول بخری ... همه دوران مدرسه مثل فیلم از جلوی چشمم رد شد . معلم هایی که لبخند می زدند منو یاد پاکتهایی انداختن که بابام براشون از طریق من می فرستاد ، یادم اومد وقتی موشک به هوا فرستادم ؛ همسایه بغلی با عصبانیت اومد در خونه و با بابام دعوا کردن ؛ بابام کشیدش کنار و یک چیزی گذاشت تو جیبش قضیه حل شد(مثل اینکه موشکه اشتباهی افتاده بود خونه اونا). یاد بچه های مدرسه افتادم که هیچکی باهام دوست نبود یا اگر هم بود بخاطر پول تو جیبی زیادی بود که داشتم یاد آپولو افتادم که همشو از الکتریکی سرکوچه با چه قیمتی بابام برام خریده بود. لعنت به این کنکور ...... |
|||||
|
|||||